|
وطن یعنی صف نون و صف شیر این شعر رو از وبلاگ human right برداشتم با اجازه
+ نوشته شده در 87/02/28 8:51 توسط patriot |
یوسف گم گشته باز آید به کتعان ؟؟ گه نخور کلبه احزان شود روزی گلستان ؟؟ گه نخور ۱- باباجان توکه عرضه نداری شرمنده !! گه نخور . ۲- مخاطب خاص داره که عمرا اینجارو بخونه . + نوشته شده در 87/02/23 17:48 توسط patriot |
سلام بسی اعصابمان تخمی است ( این پست را حمل بر بی ادبی این جانب قرار ندهید ) یه پسری یه جایی تو یه شهری توی یه خونه و توی یه خونواده به خودش اجازه میده قبل از ازدواج هرچقدر دوست داره با زنان دیگر ثکص داشته باشه ولی وقت ازواج که میرسه یهو یادش میاد که ..... مادر محترم دنبال دختری باش که کفش آفتاب ندیده باشه بقول معروف چهار چرخش هوا نرفته باشه چرا ماها اینجوری هستیم آقاجون و ایضا خانوم جان محترم اگه قبل از ازدواج حرکتی زدی منتظر این هم باش که شاید طرفی که باهاش ازدواج میکنی خودش استاد حرکات مختلف باشه بدم میاد جنابان خوانندگان بدم میاد از افرادی که همه زندگیشون شده راضی نگه داشتن اون مغزی خودکار بیک زیر شیکمشون بعدشم با رضایت تمام میاد تعریف میکنه که آره جانم چه حالی کردیم و .... بابا به من چه اصلا دوست داری بقول خودت بزنی زمین بزن آقاجون اصلا کمرت قوت پهلوون ولی جان مادرت تعریف آبدار برا من یکی نکن اگه این کارو دوست داری نوش جونت انجام بده ولی بعدش تو زندگیت یهو نیای بگی که به خاک بر سرمون شد پسر خانومم زید داره منم میگم نوش جونش نیمسوز هم به تهت تا تو باشه اضافه تر از حد معده محترمت گ ه میل نکنی طرف تا حالا بالای 100 تا دوست دختر داشته حالا که وقت ازدواجش شئه بهش میگم خوب یکی از همینارو بگیر میگه مگه کشکه پسر همه اینا یجوری برا تخت خواب بودن من الان یه آکبند میخوام که زندگیمو سرو سامون بده و برام شریک دوران پیری باشه یکی رو میخوام که سالم باشه و بتونه بچه هامو درست بزرگ کنه جل الخالق خیلی خوش اشتهایی بابا دمت گرم بفرما چایی دوم خیلی اعصابم خورده دختره 100 تا دوست پسر داشت و حداقل من 3 تاشو میشناختم که خانوم بعضی شبا رو خونه اونا سر کرده الان که میخواد ازدواج کنه در بدر دنبال دکتره برا بخیه کردن چند ماهی هستش که قضیه ازدواج ردیف شده براش همچین تیریپ مسلمونی زده که دارم شک میکنم نه بابا این بنده خدا کلا جای مریم ب ا ک ر ه رو گرفته تو عفتش نمیشه شک کرد من اینو میگم که ::: آًآجون و بعضا خانوم جون اگه به خودت اجازه میدی هر کاری دوست داری رو انجام بدی هیچ وقت فرد مقابلتو زیر فشار نزار که تو نه و فلان و بهمان اگه خودت صکث دوست داری و انجامش میدی این حقو برای اون هم قائل باش همیشه خودتو از بقیه جدا نبین که جز خاک بر سر شدنت تو زندگیت هیچ گ ه ی نمیشی مخاطب خاص داره به دل نگیرید این پست رو اگه ننوشته بودما میترکیدم از اعصاب خوردی فعلا + نوشته شده در 87/02/20 20:37 توسط patriot |
قضیه از این قرار است که ناسا قرار است اواخر سال 2008 میلادی یک فضاپیمای بیسرنشین به ماه بفرستد. این مأموریت به منظور شناسایی مناطق مناسب در سطح ماه برای فرودهای ایمن، شناسایی ذخایر بالقوه و میزان تشعشعات انجام میشود. ناسا تصمیم گرفته اسم کسانی را که به این مأموریت علاقه نشان دادهاند، جمعآوری کند، در این فضاپیما قرار بدهد و به ماه بفرستد و به عبارتی میخواهد یک تبلیغ آنلاین مؤثر برای این مأموریت انجام بدهد. شما فقط تا 27 ژوئن برای ثبت نام در سایت دانشگاه جانز هاپکینز فرصت دارید. بعد از ثبتنام گواهینامه مشارکتی دریافت میکنید که میتوانید آن را با فرمت PDF دانلود کنید. اعزام مدارگرد اکتشافی ماه یا LRO، نخستین گام ناسا برای مأموریتهای سرنشیندار آینده اکتشافی به ماه و سیارات دیگر است. این مدارگرد یک سال، در مداری در ارتفاع پایین 50 کیلومتری دور ماه گردش خواهد کرد. راستی این مطلب رو تو وبلاگ یه بنده خدایی خونده بودم یادم نیست کجا بود امروز دیدم تو کامپیوترم یه فایل ورد بدون درزو دورز سیو شده دیدم اینه اسم وبلاگشم پیدا کنم میزارم تا حق کپی رایتش سالم باشه فعلا
+ نوشته شده در 87/02/20 19:30 توسط patriot |
Nothing Else Matters + نوشته شده در 87/02/16 12:14 توسط patriot |
بامدادان خمار دیروز سر دردی داشتم بسیار عالی از نوک مماخ میزد به بصل النخاع میرفت تا عصب سیاتیک بماند دیروز به ضرب و زور قرص سردردو تموم کردیم یکم هم ظهرش خوابمون برد که تقاصشو شب پس دادیم و اصولی خوابمون نبرد از همسایگان محبوبمون بگم که دیشب عروسی داشتن و معلوم نیست آبشنگولی که خورده بودن چند درصد بود ساعت یک نصفه شب یادشون افتاده باید بیان تو خیابون برقصن اونم دقیقا سر کوچه ما منم تازه داشت خوابم میبرد که دیدم یهو داره کل شیشه های اتاق میلرزه ( خونه ما از این پنجره بزرگا داره که شیشه سرتاسری و قدی میخوره ) البته لرزش با صدای عربده آآآآههههههاااااااااااااانننننننننننننننننننن جوووووونم ایول و .... بماند منم که خواب از سرمون پریده بود و البته زورش بیشتر بود اونی که نمیزاشت ما از جامون بلند بشیم همینجوری تو دلم اغلب اقوام نزدیک عروس خانوم و آقا داماد رو ردیف کردم شروع کردم به احوال پرسی حالا مگه اینا کم میاوردن منم این وسط فامیل کم آورده بودم ازشون رسیده بودم به پاسبان محل و کلان تری سر خیابونو بقیه افراد شانس آوردم تمومش کردن وگرنه به خودم هم میرسید حالا اینا رفتن من خوابم نمیبره به یه بدبختی خوابیدم صبح راس ساعت 6 یه از همه جا بی خبر خدانشناس نسناس به ما پیامک داد ( ادب و فرهنگ فارسی !!!!) جاتون خالی تو اون لحظه دوست داشتم این وزیر مخابرات رو بگیرم تا اونجایی که جا داره بزنم القصه سردردی که دیروز به ضرب و زور قرص خابوندیمش الان به قرصم دیگه جواب نمیده لامصب مصونیت پیدا کرده این بود سرنوشت من از دیروز تا الان خدایی سردرد گرفتینم الانا باشه خیلی درهم بود تا بعد فعلا Patriot کدئین بدم خدمتون + نوشته شده در 87/02/14 14:11 توسط patriot |
دستم بگیردستم را تو بگیر التماس دستم را بپذیر درمانی باش پیش از آنکه بمیرم آوازی باش پرواز اگر نیی همدردی باش همراز اگر نیی آغازی باش تا پایان نپذیرم گلدانی باش گلزار اگر نیی دلبندی باش دلدار اگر نیی سبزینه باش با فصل بد و پیرم از بوی تو چون پیراهن تو آغشته شد جانم با تن تو آغوشی باش تا بوی تو بگیرم لبخندی باش در روز و شب من درهم شکست از گریه لب من بارانی باش بر این تشنه کویرم آهنگی باش در این خانه بپیچ پژواکی باش از بگذشته که هیچ آهنگی نیست در نایی که اسیرم آوازی باش پرواز اگر نیی همدردی باش همراز اگر نیی آغازی باش تا پایان نپذیرم لبخندی باش در روز و شب من درهم شکست از گریه لب من بارانی باش بر این تشنه کویرم آهنگی باش در این خانه بپیچ پژواکی باش از بگذشته که هیچ آهنگی نیست در نایی که اسیرم از بوی تو چون پیراهن تو آغشته شد جانم با تن تو آغوشی باش تا بوی تو بگیرم آغوشی باش تا بوی تو بگیرم + نوشته شده در 87/02/12 15:47 توسط patriot |
بر سر سفره بغض سنگینی برایم لقمه میگیرند + نوشته شده در 87/02/11 19:53 توسط patriot |
خیلی بده خیلی بده آدم در اوج شلوغی خونش تک و تنها باشه بقول سیاوش قمیشی چه دردیست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن برای دیگران چون کوه بودن ولی ولی ولی ولی و الی آخر خسته ام از همه نمیدونم چرا ولی بازم حس بیزاری از رندگی داره آزارم میده حس نا خوشایند دشمنی داشتن با همه متهم شدم به داشتن قساوت قلب خودم باور ندارم نمیدانم تنهایی است و هزار درد بی درمان تو ای ساغر مستی به کامم ننشستی ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی فعلا
+ نوشته شده در 87/02/11 10:10 توسط patriot |
شاید برای بار دهم باشه که این فیلم رو دارم میبینم فیلمی که واقعا دوستش دارم و بازی کسانی رو که توش هستند بطرز وحشتناکی قبول دارم ال پاچینو و رابرت دنیرو دو نفری که میتونم به جرات بگم فیلم دیدنو با فیلمهای اونا شروع کردم پدر خوانده , روز روزگاری در آمریکا , بعد از ظهر سگی , راننده تاکسی و ... بماند ولی نمیدونم چرا این فیلم رو بیشتر از بقیه فیلماشون دوست دارم شاید چون هردوی اونا با هم توی یک فیلم هستند ولی اینبار در مقابل هم شایدم من زیادی رگ و ریشه فیلم دیدنم پوسیده که با این فیلمهای قدیمی حال میکنم بماند وقایع اتفاقیه امروز : داشتیم خیر سرمون کارای خودمونو میکردیم از اونجایی که ما هیچ امیدی به خیر بودن این دنیا نداریم و ازش خواهش داریم به ما شر نرسونه ها یک عدد زنبور بی مغز از روی هوا توی اتاق ما پدیدار شد جناب زنبود در حد بزرگ اومد نشست وسط بندو بساط کاسبی ما چشتون روز بد نبینه اومدم بگیرمش بندازمش بیرون که این حضرت زنبور نیش مبارکشو تو انگشت عزیز ما فرو کرد و از اونجایی که بی اجازه این کارو کرده بود و دست لطیف ما ( لطافت در حدی که اگه با ساطور بزنی روش زخم نمیشه ها ) رو دردناک کرده بود عزممونو جزم کردیم تا کاری کنیم به جزای عملش برسه و درس عبرتی بشه برای مابقی زنبورسانان جهان با استعانت از پروردگار و با کمک یه عدد حوله آنچنان بر سرش کوبیدیم که اگه تو سر سگ زده بودیم بیهوش میشد ما هم گرفتیمش کردیمش تو یه شیشه جاتون خالی یک پیک الکل سفید ناب شیراز هم روش ریختیم و الان به جمع کلکسیون خودمون اضافه کردیمش باشد تا درس عبرتی برای آیندگان گردد راستی کسی نمیدونه چجوری میشه جواز اسلحه گرفت و بازم نمیدونه چجور اسلحه هایی رو جواز میدن ما عاشق اینجور وسایل هستیم و بی خیال هم نمیشویم کمکمان نمایید شایدم هیچ وقت به این عشقمان نرسیم و برویم خودمان را سر به نیست نماییم چون هیچ کسی این عشق مارا درک نمیکند خدایی پست به این درهم برهمی دیده بودید فعلا اینم عکس آقا زنبور در حال الکل خوری + نوشته شده در 87/02/10 14:48 توسط patriot |
|