تبليغاتX
زندگینامه من

زندگینامه من

یه چیزی روی دلم داره سنگینی میکنه 

روی تخت سینه ام داره فشار میاره 

نمیدونم چیه 

اصلا نمیدونم 

ولی داره خفه ام میکنه 

خفه 

نمیدونم 

دقیقا نمیدونم 

میدونی خلا یعنی چی 

یعنی این حسی که الان دارم 

توی خلا هستم 

بی هیچ هوایی 

بی هیچ دست گاهی 

هیچ 

ه

ی

چ


برچسب‌ها: از روزگار سگی

+ نوشته شده در 91/02/27 16:7 توسط patriot |


طرف یه آهنگ خونده 

کل عالم و آدم بسیج شدن ک.و.نش رو پاره کنن 

بابا شمایی که دم از همه چیز میزنی 

یکبار آهنگ رو خودت کامل گوش کردی ؟؟؟

نه جان من گوش کردی ؟؟

توهینی توش نیست اصلا و ابداا 

اگه توهین اینه که کسی رو قسم بدی پس ماها داریم تو روز به خیلی ها فحش میدیم 

بابا بیخیال 

سرتونو از توی کثافتی که جلوتون ریخته درارید 

بسه دیگه 

عین گوسفند زندگی کردن حق نیست بخدا نیست 

یکم فکر کنید و عقلتون رو به کار بندازید . هرکی هرچی گفت دنبالش ندوید بابا 

جایزه گذاشتی برای کش.تن طرف 

خوب این از خریتته 

بعد میخوای بگن مس.لمونا وحشی نیستن 

خوب با این حرکتت مهری زده رو درست بودن فکر وحشیگری خودت 

کشیشه کتابت رو میسوزونه تخ.م نمیکنی حرف بزنی این یه شعر بدون توهین میخونه میخوای بکشینش 

بسه بخدا 

عقل برای استفادست نه برای انبار کردن 

-------------

شاید بشه گفت دارم تو ناامید کننده ترین دورا زندگیم با ناامیدی تمام قدم برمیدارم 

نمیدونم چرا 

ولی هیچ امیدی به هیچ کجای این کره گرد پر کثافت ندارم 

نیست امیدی به آینده 

به جان شما 

 مشکل اینه که 

نمیتونم مثل گوسفند زندگی کنم 

گوسفند بودن تو مرامم نیست 

برای همه از جمله خودم بیشتر متاسفم متاسف 

فعلا


برچسب‌ها: از روزگار سگی

+ نوشته شده در 91/02/25 16:20 توسط patriot |


یادش بخیر

سال ۴۲

+ نوشته شده در 91/02/15 13:9 توسط patriot |


تا الان چیزی از خدمت ننوشتم

نمیدونم چرا

نوشتم ولی شرحی ننوشتم

ننوشتم از روزهای خاکی و لباسهای خاکی

ننوشتم از روزهای آفتابی و لباسهای گلی

نگفتم از تویهن ها و حرفهای صد من یه غاز

الان میخوام بنویسم

از دوستایی که توی اون لونه با هم بودیم

یه لونه برای 24 نفر

روزهای میدون تیر و پشت کامیون رفتن

روزهایی که تنها موقع بیرون رفتنش اونم اجباری با کامیون بود

جایی که هیچ بنی بشری توش نمیدیدی جز پوکه و سیبل و آدمهای یه چشمی که دارن زور میزنن نمره بگیرن

بماند

نمیدونم چرا الان دارم اینها رو مینویسم

دفترچه خاطرات رو نمینویسم ازش

کنار گذاشتمش که بمونه

لباسهایی که گفتم میسوزونم

نسوزوندم

نگهداشتم تا بمونه

روز آخر

بهترین و بدترین روز بود توی این دوره

گریه بچه ها

دلتنگی های هنوز نرفته و شروع شده

بهترین روز بود

چون بچه ها پشت هم بودن

گرفتن برگه علی ریش از فرماندهی

منتظر سید موندن تا بیاد

علی گولو ساکش رو برداره بیاد تو صف بماند

یه سری عکس تو ادامه

مال همون روزها

روزهای آخر

راستی 

رمز داره

رمزشم آمار روزهای آموزشه  اونم پنجاه و ... روز  

فعلا

شادزی

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 91/02/14 17:15 توسط patriot |


یعنی فقط همین

دقیقا حال و هوای این روزای منه و نمیدونم چرا

واقعا نمیدونم چرا

+++++

 

+ نوشته شده در 91/02/09 15:24 توسط patriot |


دلش رو سفت گرفته بود

چند روزی بود که به همه گفته بود

دست رو دلم نزارید که خونه

همه فکر میکردن شوخی میکنه

چهارشنبه صبح تو رختخوابش پیداش کردن

سیاه شده بود شکمش

خونریزی داخلی داشت - مرده بود اونم بد جور

دست رو دلم نزارید که خونه

+ نوشته شده در 91/02/05 14:39 توسط patriot |


بعضی آدمها

هر چقدر هم نزدیک
هر چقدر هم محبوب

بعضی وقتها باید بهشان ر.ی.د

که اگر اینطور نباشه فکر میکنن فیلی بوده و مقعد فیلی و بماند باقی قضایای مربوطه

شدیدا دارم حس اعصاب خوردی رو با خودم میکشم

میدونی بچه جون

آدم آرومی هستم اغلب ولی خدا نکنه که آمپر اعصابم بره رو خط قرمز

دیگه نمیشه خنکش کرد

حداقل تا وقتی که آتیش دل خودشو خالی نکنه

به پر و پام نپیچ

دیگه

نپیچ

+ نوشته شده در 91/02/05 14:14 توسط patriot |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

متولد قدیم
زنده در حال حاضر
گذران عمر با اعصابی عین رنده
سوراخ سوراخ و کج و معوج
همانم که میگویم


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

hi honey(eli)
سرزمین رویاها
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

91/02/01 - 91/02/31

91/01/01 - 91/01/31
90/12/01 - 90/12/29
90/11/01 - 90/11/30
90/10/01 - 90/10/30
90/09/01 - 90/09/30
90/08/01 - 90/08/30
90/07/01 - 90/07/30
90/06/01 - 90/06/31
90/05/01 - 90/05/31
90/04/01 - 90/04/31
90/03/01 - 90/03/31
90/02/01 - 90/02/31
90/01/01 - 90/01/31
89/12/01 - 89/12/29
89/11/01 - 89/11/30
89/10/01 - 89/10/30
89/09/01 - 89/09/30
89/08/01 - 89/08/30
89/07/01 - 89/07/30
89/06/01 - 89/06/31
89/05/01 - 89/05/31
89/04/01 - 89/04/31
89/03/01 - 89/03/31
89/02/01 - 89/02/31
89/01/01 - 89/01/31
88/12/01 - 88/12/29
88/11/01 - 88/11/30
88/10/01 - 88/10/30
88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
آرشيو


برچسب‌ها

سربازی نامه (3)
از روزگار سگی (2)
dog day afternoon (1)
سربازي نامه (1)


پیوندها

آوازی در فرجام
آغازی بر پایان
شعر فرانو
عقاید یک سهیل چپ دست ( دلقک سابق)
پاییزان
تکّه های جاذبه( نیکی جان )
سیب
پسر کوروش کبیر
از قلب کویر
ایران دخت
.......................
بهار
صلیب شیطان
مائده
گارد جاویدان
paradise
نسیم
زندگی
خوابهای صورتی من
pat & mat
روزمرگی ( آست کاوه)
..............................
مرجان
کاغذ پاره
بهار( عشق است .........)
حرف دل (هستی )
دختری به نام سگ
سگ ولگرد
contrast
فقط بخاطر تو (عاطفه خانم )
آرش
صبا_خاطراتونه
خاطرات ندا
دور زدن ممنوع
My Blue Days
خاطرات دهه 60
یوسف آباد، خیابان شصت و ششم
پاراکلیت
میخواهم شعر بگویم (نسیم)
اینجاست خود دوم من
اتاق تمام فلزی
انگار یک معلم هم می تواند بنویسد!
دوجفت چشم پا برهنه
ت.ت
قلب سبز من
لاله
یک دیوانه ! همین
حرفای یه دیوونه
پرنسس در غربت
روزمرگی های من
لیلی ترین شیرین
سیگارپیچ
19 مرداد
تنها اما ....
سین سین
مرد مجهول
دوستداران صادق هدایت
اواخر اردیبهشت
وانیا و مامانش
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin